تبليغاتX
مترجم

ذيل پست " پسربچه گناوه ای به زبان فرانسوی تسلط دارد" در وبلاگ "دیلمی یل" به قلم آقاي شفيعي كامنتي گذاشتم بدين شرح:

 

" بعید می دانم این پسربچه صرفاَ با تماشای برنامه های کارتونی و فیلم با این زبان آشنا شده باشد. زیرا برای شروع هر زبانی نیاز به مواد و مصالحی است که برای زبان آموز قابل فهم باشد. اگر شما از امروز تا 2 سال مرتب به تماشای فیلم ها و شنیدن برنامه های رادیویی زبان روسی فرانسه و آلمانی بپردازید از این زبانها چیزی نخواهید آموخت. حداکثر آن که گوش شما با اصوات این زبانها آشنا خواهد شد. آن چه را شما می شنوید چون در سطحی بسیار بالاتر از شما قرار دارد برای شما حکم (noise  )سرو صدا  را دارد. براي اين كه اين سخنان براي شما مفهوم شود دو شرط لازم است: اول اين كه سطح اين مكالمات در حدي پايين بيايد تا براي شروع يك نوآموز مناسب باشد. ديگر آن كه بايد فرصتي ايجاد شود تا فرد نوآموز با فردي كه به اين زبان آشنايي دارد همسخن شود. زبان خاصه صحبت كردن به يك زبان در انزوا و به تنهايي آموخته نمي شود بلكه در تعامل با ديگر گويشوران آن زبان است كه آموخته مي شود. اين كه اين پسربچه علي رغم عدم ارتباط با فرانسه دانان و يا فرانسه زبانان ( حداكثر طبق آنچه در متن خبر آمده است) به فرانسه صحبت مي كند نياز به بررسي دارد. نكته ديگر اين كه عبارت تسلط دارد عبارتي غير دقيق و اغراق آميز است. آيا سطح صحبت هاي 90 دقيقه اي اين پسربچه با فرانسه دانان ( و نه استادان زبان فرانسه!) در چه حدي بوده است؟ در حد سلام و تعارفات روزمره؟ در حد پرسشها و پاسخهاي پايه زبان فرانسه و يا فراتر از آن؟
متاسفانه متن خبر به اين جزييات نپرداخته است و اين مطلب دست كم براي من همچنان مبهم است."

 

 جناب آقاي شفيعي نيز لطف كردند و پاسخي نوشتند بدين شرح:

"

من هم قبول دارم که این خبر هم می تواند از جمله خبرهایی باشد که زیادی به آن آب و تاب داده اند ولی ممکن است یک فرد بسیار باهوش اگر از از سالهای ابتدای زبان آموزی مرتب در جریان یک زبان آنهم بصورت تصویری قرار بگیرد بتواند آن زبان را متوجه شود کما اینکه اکثر ما ساحل نشینان خلیج همیشه فارس عربی را بخوبی متوجه می شویم و لیستنینگ انگلیس مان هم بهتر از سایر هموطنان مان است.مثلا خودم با توجه به علاقه زیادم به کارتون در دوران کودکی، عربی را تا هشتاد درصد متوجه می شوم و در زیر نویس عربی فیلمهای انگلیسی هم تا 95 درصد متوجه می شوم.فکر نکنم هیچ یک از هم سن و سالهای من برای دیدن کارتونهای جنگی دهه شصت مثل گرن دایزر ،جامگار و دیگر کارتونها نیازی به مترجم داشته است."

 

بدليل طولاني بودن پاسخ به كامنت فوق، آن در اين پست بصورت جداگانه درج مي كنم.

 

جناب آقاي شفيعي

 

نوشته ايد: " ولی ممکن است یک فرد بسیار باهوش اگر از از سالهای ابتدای زبان آموزی مرتب در جریان یک زبان آنهم بصورت تصویری قرار بگیرد بتواند آن زبان را متوجه شود."

 

جمله شما حاوي نكاتي است كه سعي مي كنم به ترتيب به بررسي آنها بپردازم. اين كه كسي مرتب در معرض زبان قرار بگيرد ظاهري معقول دارد ولي سودمند بودن آن مشروط به دو شرط است. نخست آن كه زباني كه اين فرد در معرض آن قرار مي گيرد بايد در سطحي باشد كه دست كم اندكي از سطح فعلي او بيشتر باشد.( فرمول معروف كراشن: I+1). در اينجا I فرد زبان آموز است و سطح مفروضي كه از دانش آن زبان در اختيار دارد. و عدد 1 نيز حداقل بخش جديدي است كه از دانش زباني قرار است كسب كند. اين عدد نمي تواند – براي مثال – از 1 به ناگهان 8 و يا 10 شود چه در اين صورت زباني كه زبان آموز را در بر گرفته مجموعه اي نامفهوم مي شود كه در منتهي اليه طيف به سر و صدا ( Noise ) كه قبلاً به آن اشاره كردم تبديل مي شود. دليل آن اين است كه زبان آموز نمي تواند پيوندي ميان آنچه نمي داند با آن چه مي داند برقرار سازد. شرط دوم آن است كه به فرض مفهوم بودن زباني كه در معرض آن قرار گرفته، بايد مخاطبي  ( Interlocutor ) يافت شود كه يا بومي آن زبان باشد و يا در سطحي به مراتب برتر از زبان آموز قرار داشته باشد. اين مخاطب دو فايده كليدي دارد:1- زبان آموز در تعامل با وي صورت هاي غلط زباني را بدليل بازخوردهاي منفي كه از مخاطب مي گيرد كنار مي گذارد و صورتهاي اصلاح شده را ( كه باز از مخاطب مي آموزد) به كار مي برد. 2- مخاطب كه بخش مهمي از زبان قابل فهم اطراف زبان آموز را تشكيل مي دهد، متناسب با سطح زباني كه زبان آموز در اختيار دارد، اداي مقصود مي كند. او نيز غالباً يا در سطح مخاطب با وي سخن مي گويد و يا هر بار بخش جديدي را آگاهانه و يا ناآگاهانه در بيان خود به كار مي گيرد كه همين بخش اندك ( كه همان عدد 1 ) است دايره دانش زباني زبان آموز را بتدريج گسترش داده مرزهاي آن را پس مي راند. از اين رو بدون شروط و شرايط فوق و به صرف قرار گرفتن در محيط زبان بيگانه كه در سطحي بسيار برتر از سطح زبان آموز قرار دارد، امكان يادگيري زبان ( صحبت كردن و درك شنيداري) به يك معجزه مي ماند كه با معيارهاي علمي ناساز است.

اما اين كه نوشته ايد " زبان بصورت تصويري " ( و اگر تصويري منظور فيلم و كارتن باشد) نيز چندان گره اي از كار فرو بسته زبان آموز فرضي ما باز نمي كند. زيرا فيلم و كارتن ها نيز از زباني بهره مي جويند كه با سطح صفر و يا بسيار ابتدايي زبان آموز ما فرسنگ ها فاصله دارند(I+1000…!!!). ممكن است بگوييد بالاخره با ديدن حركات و انجام گرفتن برخي اعمال و همزمان شنيدن برخي عبارات و كلمات و اصطلاحات خاص زبان آموز مي تواند ربطي معنايي ميان آن حركات و آن كلمات و اصطلاحات كشف كند. اين سخن هر چند بهره اي از حقيقت دارد و هر چند درصد خطاي بالايي دارد ولي در حد كلمات و اصطلاحات معدودي باقي مي ماند و زبان آموز را در فهميدن جملات بلند و پيچيده تنها مي گذارند. جز اين كه زبان فيلم و كارتن چنان پايين بيايد كه براي شروع كار زبان آموز مناسب باشد. در چنين شرايطي آن فيلم و كارتن حالتي آموزشي دارند كه در متن خبر به وجود آنها اشاره اي نشده است. به فرض آموزشي بودن فيلم ها و كارتن ها باز مشكل عدم وجود مخاطب كه زبان آموز در تعامل زنده با وي بتواند صورتهاي غلط را كنار گذاشته و صورتهاي جديد را بكار گيرد، وجود دارد. زبان آموزي كه بدون مخاطب و معلم و به صرف استفاده از فيلم ها و كارتن ها با زباني آشنا شده باشد چون باز خورد منفي دريافت نداشته است در صحبت به زبان بيگانه درصد بالايي اشتباه دارد و غلط هاي مضحكي را مرتكب مي شود. حال آنكه در متن خبر خوانديم كه : " اين كودك بدون اشتباه ‌و بصورت روان، زبان فرانسوي را صحبت مي‌كند."!

بازخورد گيري از خود فيلم ها و كارتن ها نيز فايده چنداني در صحبت كردن ندارد. زيرا دريافت بازخورد منفي بايد در همان لحظه سخن گفتن  و در حالتي كه زبان آموز از زبان استفاده واقعي و نه تفنني مي برد، روي دهد تا نتيجه بخش باشد.

 

اين كه نوشته ايد: " اکثر ما ساحل نشینان خلیج همیشه فارس عربی را بخوبی متوجه می شویم و لیستنینگ [= ليسينينگ = درك شنيداري] انگلیس مان هم بهتر از سایر هموطنان مان است.مثلا خودم با توجه به علاقه زیادم به کارتون در دوران کودکی، عربی را تا هشتاد درصد متوجه می شوم و در زیر نویس عربی فیلمهای انگلیسی هم تا 95 درصد متوجه می شوم.فکر نکنم هیچ یک از هم سن و سالهای من برای دیدن کارتونهای جنگی دهه شصت مثل گرن دایزر ،جامگار و دیگر کارتونها نیازی به مترجم داشته است."

 

فراموش نكنيد كه شما به مدت 7 سال زبان عربي را بصورت سيستماتيك و تحت راهنمايي معلم در دوره راهنمايي و دبيرستان آموخته ايد. اين مطلب در مورد زبان انگليسي نيز صدق مي كند. به بيان ديگر هر دو زبان را قدم به قدم و بتدريج كار كرده ايد. براي صورتهاي غلط زباني از نمره امتحان شما كسر شده است ( بازخورد منفي ) و بدليل استفاده ازصورتهاي درست زباني نمره امتحان شما افزايش يافته است ( بازخورد مثبت).

و باز فراموش نكنيد كه آن نوجوان 8 تا 9 سال سن دارد و زباني را آموخته !! است كه به هيچ روي ( دست كم طبق آنچه در متن خبر آمده است ) آشنايي سيستماتيك با زبان فرانسه نداشته است. اين كه شما كارتن هاي عربي را تا 80 درصد متوجه مي شده ايد ( متوجه مي شده ايد و نه به آن زبان حرف مي زده ايد. به اين نكته مهم دقت كنيد) نشان از استعداد زباني شما و حاصل آشنايي سيستماتيك شما با زبان عربي بوده است. ديگر اين كه فهم كارتن هاي  جنگي مانند گراند دايزر و شبيه به آن به دليل نوع داستان و روايت آن نياز چنداني به دانش زباني بالا ندارد. حتماً ديده ايد كه افراد نا آشنا به زبان انگليسي چه راحت با فيلم هاي اكشن ارتباط برقرار مي كنند. دليل اين امر، كم بودن ديالوگها و كمك بسيار حركات و اكشن فيلم به فهم موضوع فيلم است. آيا همين افراد مي توانند بدون دوبله و زيرنويس و يا شنيدن داستان فيلم از جايي، با فيلم هاي اجتماعي و عميق ارتباط برقرار كنند؟ از اين گذشته آيا جزييات ديالوگ هاي اين كارتن ها را نيز متوجه مي شديد يا كليت داستان را متوجه مي شديد؟

كلام آخر اين كه شايد زبان آموز گناوه اي ما براستي فرانسه را روان صحبت كند ولي در اين صورت و بدليل اشكالات فوق اين زبان آموز به كمك و ياري معلم و با استفاده از مواد و مصالح آموزشي در كنار فيلم هاي كارتني اين زبان را آموخته است نه اين كه  " اين پسربچه در هيچ كلاس كه جنبه آموزشي داشته باشد شركت نكرده و تنهااز طريق مشاهده فيلم‌هاي كارتون با اين زبان آشنا شده است.!!! "

موفق باشيد

+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 17:27 توسط عبدالرضا شهبازی |