تبليغاتX
مترجم

 

تفتیش بدنی را به انگلیسی Frisk می گویند.

Visitors to the ceremony were frisked and asked to walk through metal detectors.

همانگونه که در جمله مثال می بینید، علاوه بر تفتیش بدنی که نوع قدیمی و سنتی تفتیش است، نوع جدید و مدرن آن هم که عبور از بخش فلزیابی است نیز امروزه کاربرد دارد.

از آن جایی که metal detectors حالتی دالان مانند دارد برای نشان دادن حرکت شی یا انسان در داخل آن از حرف اضافه ی through  استفاده می شود.

فلز یابها هم می توانند صرفاً جهت بازرسی اثاثیه بکار روند.

هم می توانند جهت بازرسی انسانها بکار روند و حالتی چارچوب مانند داشته باشند که شخص از آن می گذرد.که در این صورت به آن

Walk Through Metal Detectors

می گویند.

و هم می توانند بصورت دستی باشند.

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم فروردین 1386ساعت 0:30 توسط عبدالرضا شهبازی |

دکتر خزاعی فر عزیز، سردبیر نشریه مترجم را نخستین بار در دفتر نشریه، در مشهد مقدس تابستان 82 دیدم.مردی بسیار متواضع و در عین حال بسیار پرمعلومات. همان تابستان تمام شماره های نشریه از شماره اول تا 35 را یکجا خریدم و در عرض چند روزی که در مشهد بودم یکریز کارم خواندن مقالات و مطالب متنوع این نشریه ارزشمند بود. نوشته های دکتر خزایی فر بدلیل برخورداری از کلیه اصول نگارش و انضباط بسیار منطقی در توسعه مطلب الگوی من در نوشتن بوده و هست. مباحث نظری ترجمه او که در شماره های مختلف این نشریه پراکنده اند براستی گنجینه ی پربهایی است از نکته ها نغز و بدیع.

دکتر خزاعی فراسفند ماه 85 در هفتمين نشست گروه ادبيات معاصر فرهنگستان زبان و ادب فارسى با موضوع «فرهنگستان و ترجمه»، سخنانی ایراد کرده اند که خلاصه آن را می توانید اینجا ببینید.

 

 

+ نوشته شده در جمعه هفدهم فروردین 1386ساعت 1:19 توسط عبدالرضا شهبازی |

هندوستان به رغم داشتن جمعیتی قریب به یک میلیارد انسان و با فهرستی بلند بالا از ادیان، مذاهب و قومیت های گوناگون، کشوری است که به لحاظ تکنولوژی خصوصاً کامپیوتر، حائز رتبه ی بسیار خوبی در سطح دنیاست. همگامی با آخرین تحولات علمی و فنی دنیا و بهره بردن از پیشرفته ترین شیوه های آموزش دانشگاهی از دیگر ویژگی های این کشور پهناور است.

یکی از شاه کلیدهای نیل به چنین جایگاه علمی و فنی، استفاده ی اجباری از زبان انگلیسی چه برای متون درسی ( text books ) و چه زبان تدریس ( language of teaching ) در دانشگاه های این کشور است. شاید پذیرفتن این نکته برای برخی در وهله ی نخست فارغ از صعوبت نباشد ولی با در نظر گرفتن این نکته که از مجموعه ی عظیم دانش بشری در تمام زمینه ها، قسمت بسیار اعظم آن به زبان انگلیسی تهیه شده است و یا به این زبان ترجمه شده است می توان تا حد زیادی صعوبت نخستین را به سهولتی پذیرفتنی بدل کرد. از سوی دیگر اذعان به این واقعیتِ تجربه پذیر که تنها کسری از اعشار از این دریای علم به زبانهای دیگر خصوصاً زبانِ کشورهای در حال توسعه برگردانده شده است، امید واهی کسب علم از طریق ترجمه ها را نقش بر آب می کند، خاصه آن که با در نظر گرفتن این نکته که در فرض بالا، ترجمه در خوشبینانه ترین صورت ممکن، یعنی ترجمه ی روان و امین پنداشته شده است و برای به روز مانی و عقب نماندن از سیل مقالات و کتب منتشره در هر روز و ماه و سال، تنها زمانی اندک صرف ترجمه ی این آثار به فارسی شود و باز با این فرض خوشبینانه که آن مترجمان رویایی دست به گزینشی درست بزنند و در این سیل دمادمِ آثار علمی و فنی، سره را از ناسره بازشناسند و در برگرداندن آثار دست اول به فارسی آستین همت را بالا زنند.

ولی همگی می دانیم که سه فرض بالا تنها در دایره ی پندار روی در واقعیت دارند و به انتظار نشستن برای از راه رسیدن چنان مترجمانی در این وانفسای عقب نمانی از قافله تمدن، باد در قفس کردن و خزر به کفچه پیمودن است.

واقعیت آن است که سرعت برگرداندن علم به فارسی دست کم در ایران، حکم رقابت لاک پشت با باد را دارد. از این گذشته، استثنائات به کنار، کتب ترجمه شده چندان نامفهوم و دیریاب اند ( رجوع کنید به " ترجمه های نامفهوم " از دکتر طاهره صفارزاده ) که دانشجویانی که اندک آشنایی با زبان انگلیسی در چنته ی ذهن خود داشته باشند اصل را بر فرع ترجیح داده، سعی در فهم مطلب از کتب انگلیسی زبان می کنند. از سوی دیگر زمانی که صرف ترجمه ی این آثار به فارسی می شود خود مزید بر علتِ خارج ماندن از گردونه ی به روز مانی علمی در سطح دانشگاه ها می شود. از دیگر سو، مترجمانی که دست به ترجمه ی این آثار می زنند غالباً شناخت کافی از حوزه علمی مورد ترجمه خود ندارند و این خود منتج به دو نتیجه می شود: ترجمه های نامفهوم و گزینشهای ضعیف در ترجمه.

اگر پدیده ی نسبتاً جدید ترجمه های دانشجویی که به همت(!!!) استاد در هم ادغام شده و ملغمه ی شتر گاو پلنگی آن به دست چاپ سپرده می شود را نیز به موارد بالا بیفزائیم، عمق فاجعه بیش از پیش عیان می شود.

 پس راه حل چیست؟

قبل از پرداختن به راه حل ضرورت می بینم نکته ی دیگری را بر موارد پیشین بیفزایم. نقش زبان انگلیسی در هندوستان، زبان دوم ( Second language ) است و در ایران ( Foreign Language ). شرح این دو اصطلاح خاص در این مورد خاص به اختصار چنین است: در کشوری که از زبان انگلیسی در محیطهای رسمی، اداری و دانشگاهی استفاده شود و این استفاده اجباری باشد، اصطلاح ( second language ) به کار می رود. نیازی به گفتن نیست که در چنین جامعه ای زبان دوم علاوه بر نقش ارتباطی (communicative ) خود، منزلت اجتماعی ( social status ) نیز به همراه خواهد داشت. یعنی هرکس به انگلیسی مسلط باشد از وجهه ی بالاتری در محیط اجتماعی خصوصاً سه محیط پیشگفته برخوردار خواهد بود. در این کشور آخرین ویرایشهای کتب زبان انگلیسی در تمامی شاخه های علم و فن به سهولت در دسترس است و اکثر نشریات انگلیسی زبان به وفور یافت می شود و کانالهای انگلیسی زبان در تلویزیون ملی شماری بالا دارد. زبان انگلیسی شرط لازم و ضروری جهت پرداختن به تحصیلات دانشگاهی است و کسی که مجهز به چنین زبانی نباشد در محیط های پیشگفته بیسواد تلقی می شود و به تبع ترقی در این محیطها نیز رابطه ای بسیار مستقیم با انگلیسی دانی فرد دارد.در این کشور  به یمن در دسترس بودن انواع کتب و نشریات انگلیسی زبان در سطح جامعه، میزان شناخت از فرهنگ کشورهای انگلیسی زبان بالا بوده که به نوبه خود موجب بهبود کیفی داد و ستد فرهنگی و علمی با این کشورها می شود. این نکته ی بسیار مهمی است که از آن سخت غفلت می شود. بدیهی است شوق و انگیزه ی فراگیری انگلیسی در این کشور چقدر بالا خواهد بود.

اما در کشوری که زبان انگلیسی در آن نقش زبان بیگانه ( foreign language ) را داشته باشد ( مانند ایران )، یادگیری این زبان بیشتر به داشتن کالایی لوکس می ماند که داشتن آن مایه مباهات است و نداشتن آن خللی جدی به روند پیشرفت و ترقی فرد وارد نمی سازد. از عرضه ی گسترده ی کتب انگلیسی زبان در کشور خبری نیست و در دسترس بودن آسان نشریات انگلیسی زبان در سطح جامعه پدیده ای ناشناخته است. کانالهای تلویزیونی یا به این زبان اختصاص نیافته اند و یا از یک و احیاناً دو کانال تجاوز نمی کند. بدیهی است در چنین کشوری بندرت انگیزه ای جدی برای فراگیری زبان انگلیسی بتوان سراغ گرفت، چه بدون آن هم می توان به بالاترین مدارج علمی، اداری و سیاسی دست یافت.

تغییر نقش زبان انگلیسی در ایران از زبان بیگانه به زبان دوم بدلایل فراوانی که مجال ذکر آنها در این جا نیست نه پذیرفتنی است و نه میسر. ولی می توان بتدریج صرفاً در محیطهای دانشگاهی نقش زبان انگلیسی را از زبان بیگانه به زبان دوم تغییر داد. به این صورت که بتدریج نخست از حوزه های خاصی از علم و از دانشگاه های خاصی این تغییر را اعمال کرد. تغییر در حوزه ها ی علوم را می توان به ترتیب از 1- علوم پایه 2- علوم پزشکی 3- رشته های فنی و مهندسی و سر آخر، حوزه ی علوم انسانی که بیشترین چالش ها را به خود اختصاص خواهد داد، آغاز کرد.

نخستین  تغییر در کتب درسی ( text books ) آغاز خواهد شد. کلیه ی کتب درسی صرفاً به زبان انگلیسی خواهند بود و امتحانات نیز صرفاً به زبان انگلیسی برگزار خواهند شد. مقالات درخواستی از جانب اساتید و پایان نامه های دانشجویی در مقاطع تحصیلات تکمیلی نیز به همین زبان تهیه خواهند شد. این تغییرات در حوزه ی علوم انسانی به سبب ماهیت برخی رشته ها ( مانند زبانهای خارجی، ادبیات فارسی، علوم اسلامی و ...) متناسب با خود آن رشته ها اعمال خواهد شد.

زبان تدریس ( language of teaching ) روند کندتری خواهد داشت. هم از جانب اساتیدی که باید مهارت زبانی خود را در این زمینه افزایش دهند و هم از جانب دانشجویان که باید بتدریج آماده شوند.

پیشفرض اساسی و ضروری برای اجرای دو بند فوق لزوم آماده ساختن دانشجویان با زبان انگلیسی است. نخستین کار، افزایش ضریب درس زبان در آزمون ورودی دانشگاه هاست که این خود بر توجه دانش آموزان به درس زبان تاثیر بسیار خواهد داشت ( backwash effect ).گام دوم این خواهد بود که کلیه ی دانشجویانی که مجاز به ورود به دانشگاه می شوند الزاماً باید یک سال تحت تعلیم فشرده زبان انگلیسی قرار بگیرند و صرفاً پس از عبور از آزمونهایی همچون TOFEL یا TOLEMO و نظایر آنها مجوز ورود به دوره ی اصلی دانشگاهی خود را دریافت کنند.

جدی گرفتن زبان انگلیسی در دوره ی راهنمایی و دبیرستان و اختصاص دست کم 6 ساعت در هفته به آن و بالا بردن کیفیت کتب درسی فعلی و ایضاً معلمان زبان، پیشفرض مهم دیگری است جهت نیل به هدف اصلی. گام دیگر تخصصی کردن کنکور سراسری دانشگاه است که حدیثی مفصل می طلبد.

اعمال تغییرات فوق همانگونه که در ابتدا گفته شد باید از رشته هایی خاص و دانشگاه هایی خاص شروع شود و پس از کسب تجربیات لازم به دیگر دانشگاه ها و دیگر رشته ها تسری یابد. استفاده از چهره های مطرح بین المللی در رشته های گوناگون برای تدریس در دانشگاه های ایران و حضور دانشجویان ایرانی در سمینارهای گوناگونی که در سطح دنیا برگزار می شود از دیگر ثمرات اعمال تغییرات فوق است.

راه حل فوق راه حلی بسیار کلی است که برای اجرایی کردن آن به تیمهای تخصصی و کار کارشناسی فراوان نیاز است.

امید که سهم علمی ایران در جامعه ی بین الملل روز به روز افزونتر شود

+ نوشته شده در جمعه دهم فروردین 1386ساعت 23:30 توسط عبدالرضا شهبازی |

نقد ترجمه ای که در زیر می خوانید مربوط است به نقدی که سال 83 برای نشریه ی " کامپیوتر جوان " فرستادم. جریان از این قرار بود که نشریه مذکور در هر شماره متنی یک صفحه ای در زمینه مباحث کامپیوتر و وب به زبان انگلیسی چاپ می کرد و در صفحه ی مقابلش ترجمه ی آن را نیز می آورد که خوانندگان از طریق مقابله متن اصلی با ترجمه آن بر دانش زبانی خود بیفزایند. ولی حکایت چیز دیگری بود.

ترجمه های مذکور غالباً مغلوط و نامفهوم بود و نثر فارسی آنها نثری متوسط و پردست انداز. این مطلب را طی نامه ای به نشریه مذکور متذکر شدم و نمونه های چندی را نیز شاهد مثال آوردم. ولی در بهبود کیفیت ترجمه هایی که قرار بود سرمشق جوانان خواهان یادگیری بیشتر انگلیسی شود ترتیب اثر داده نشد. از این رو ترجمه متن نمونه ی مندرج در شماره 58 آن نشریه را صرفاً از نظر داشتن اشتباهات فاحش بررسی کردم و طی نامه مبسوطی به " کامپیوتر جوان " فرستادم .

آن چه در ذیل خواهید خواند همان نقد مذکور است که گاه به تناسب درج در این وبلاگ برخی قسمتهایش را تغییر داده ام. بخوانید و کیف کنید!

 

 

1-     … a lot faster than that old horse, postal mail.

 

ترجمه مترجم: سریعتر از ارسال نامه های پستی توسط اسب های قدیمی است.

توضیح: a lot ترجمه نشده است. Old در اینجا به معنای پیر و فرتوت است نه قدیمی که مجبور شویم ترکیب نامانوس اسب های قدیمی را بسازیم. نویسنده می خواهد بگوید پست نوین یا electronic mail و یا به اختصار E-mail بسیار سریعتر است نسبت به آن اسب پیر و فرتوتی که به نام پست رایج و متداول یعنی postal mail می شناسیمش.

 

 

2-     Ultimately, it has the ability to finally fulfill the promise of Gutenberg- every person can be a publisher.

 

 

ترجمه مترجم: و نهایتاً قادر به برآورده کردن وعده ای است که گوتنبرگ داده بود: " هرکس می تواند یک ناشر شود."

توضیح: تا آنجایی که من می دانم " وعده " برآورده نمی شود. آن آرزوست که برآورده می شود. وعده را متحقق می کنند، به انجام می رسانند، جامه عمل می پوشانند و از این قبیل. دوم آن که " هر کس می تواند ناشر شود " نه " هرکس می تواند یک ناشر شود". این " یک " ها ، چندی است بشدت نحو فارسی را مورد تاخت و تاز قرار داده اند و دلیل ورود آنها هم خامدستی مترجمانی هستند که اینچنین مرعوب ساختار انگلیسی می شوند. کاش فرهنگستان فخیمه زبان فارسی به جای واژه سازیهای بیهوده ( چرخبال، بالگرد، پایانه....) کمی هم همّ خویش را مصروف زدودن نحو فرنگی از قامت زبان فارسی می کرد.

 

 

3-     Actually, chances are it's going to influence us in ways we've yet to imagine.

 

ترجمه مترجم: در حقیقت فعلاً این شانس وجود دارد که وب بر روی چیزهایی که ما می توانیم تصورش را بکنیم تاثیر بگذارد.

توضیح: " chances are  " اصطلاحی است به معنی : احتمالش هست که..، ممکن است که...، شاید، و یا به قول قدما، یحتمل. نه به معنای این شانس وجود دارد...

In ways we've yet to imagine یعنی تنها باید در خیال تصورش را بکنیم. Ways در اینجا به معنای " چنان " است نه به معنای " بر روی چیزهایی که.."

این جمله را می توان این گونه ترجمه کرد: در واقع، احتمال دارد شبکه ی جهانی چنان بر ما تاثیر بگذارد که باید هنوز آن را در خیال خود تصور کنیم.

 

 

4-     we doubt that first Model-A inspired ideas of drive-in movies and take-out food.

 

ترجمه مترجم: ما مطمئن نیستیم که اولین مدل ماشین، فکر رانندگی در فیلمها و یا تحویل غذا توسط ماشین را به وجود آورده باشد.

توضیح: مترجم از این جمله هیچ سر در نیاورده است ( هکذا جملاتی که در پی خواهند آمد.)

Drive-in movies به سینماهای روبازی گفته می شود که معمولاً در حومه شهر و یا در میدان مسطح و بازی احداث می شوند و شامل یک پرده بزرگ سینماست که روی چهارپایه مانند بزرگی نصب می شود و تماشا کنندگان همه سوار بر ماشین خود فیلم مورد نظر را تماشا می کنند. در فارسی گاه به آن می گویند سینمای سواره و یا به همان شکل فرنگی آن، سینمای درایوین. و یا به صورت معادل گسترده: سوار بر ماشین خود فیلم می بینند... نه فکر رانندگی در فیلمها که مترجم تصور کرده است. Take-out food و یا take-away food به رستورانها و به تبع آن به غذاهایی گفته می شود که تنها غذا را طبخ می کنند ولی جایی برای سرو آن ندارند. مشتریان غذا را خریده و جایی دیگر آن را صرف می کنند. در فارسی به این قبیل رستورانها می گویند، رستوران بخر و ببر و یا رستوران غذای بیرون بردنی و یا غذای بخر و ببر. نه تحویل غذا توسط ماشین که مترجم خیال کرده است.

 

5-     …utopian or distain worlds forged by the World Wide Web.

 

ترجمه مترجم: دنیای واهی و یا غیر واهی که توسط وب به وجود می آید.

توضیح: utopian به معنی دنیای آرمانی و ایده آل است هر چند وجود خارجی نداشته باشد، پس utopian world به معنای دنیای آرمانی است که معنایی کاملاً روشن و مثبت دارد. برعکس distain و به تبع آن distain world که در مقابل دنیای آرمانی است و حکایت از جهانی تیره و تار و خوفناک دارد. درست است که forge به معنای ساختن است ولی معنای غالبی آن جعل کردن و تقلبی ساختن است و بی جهت نیست که به جاعل اسناد و مدارک می گویند forger . پس باید معادلی برای آن در نظر گرفت که معنای جعل را هم در خود داشته باشد. به نظر می رسد " برساختن " معادل خوبی باشد.

 

 

6-     …even get around paying for long-distance calls.

 

ترجمه مترجم: حتی تماس هایی که با نقاط دوردست گرفته می شود را نیز تقبل می کند.

توضیح: درست است که یکی از معناهای get around تقبل کردن است اما در صورتی که پس از آن حرف اضافه to بیاید، در غیر این صورت یعنی زمانی که پس از around اسم بیاید البته در معنای مجازیش به معنی: [ قانون ] دور زدن، نادیده گرفتن است. Long-distance call تا آنجا که من می دانم فارسی آن می شود " تلفن راه دور" یا " تماس راه دور " نه تماسهایی که با نقاط دوردست گرفته می شود.

 

 

7-     But it doesn't take any insight to see that it's one of those quantum leaps that will change society irrevocably.

 

ترجمه مترجم: اما چنین نیز برداشت نمی شود که وب آنچنان جهش بزرگی باشد که تغییرات غیر قابل برگشتی را در جامعه پدید آورد.

توضیح: مترجم معنای این جمله را کاملاً وارونه کرده است. It doesn't take any insight to see یعنی: دیدنِ...هیچ دشوار نیست، دقت زیاد لازم نیست که آن را ببینی، لازم نیست ژرف نگر باشی تا به این حقیقت اذعان کنی و ...نه این که " چنین نیز برداشت نمی شود که " آنچنان که مترجم پنداشته است.

 

 

8-     it's a great way to find information to settle a bet, do a term paper…

 

ترجمه مترجم: وب راه خوبی برای یافتن اصلاعات درباره ی انجام دادن امتحان ... است.

توضیح: مترجم از ترجمه to settle a bet تغافل ورزیده است. این ترکیب به این معناست که جریان شرط بندی را به آخر برسانیم و برنده و بازنده را مشخص کنیم و این کار نیز با فرآهم آوردن اطلاعات است که در اینجا زحمت آن را شبکه جهانی بر عهده می گیرد و معلوم می کند حق با چه کسی بوده است. Term paper به مقاله علمی گفته می شود که دانشجویان موظفند پس از پایان هر ترم به استاد خود تحویل دهند و تقریباً اکثر نمره ی آن ترم مربوط به این مقاله است. در ایران تا آنجا که من می دانم چنین چیزی نداریم. می توانیم بعنوان معادل برای این ترکیب بگوییم: مقاله ( علمی ) پایان ترم.

 

 

9-     You can meet and even become friends with people you will never see in person your entire life.

 

ترجمه مترجم: و نیز افرادی را ملاقات کنید و یا با اشخاصی دوست شوید که هرگز در تمام دوران زندگی تان آنها را نخواهید دید.

توضیح: عجبا! حتی پیش از اختراع عکاسی اگر فردی در گوشه ای از دنیا با فردی دیگر در گوشه دیگری از دنیا ارتباط می یافت دست کم می توانست پرتره ای از خود تهیه کند و برای فرد مقابل بفرستد. حال در عصر اینترنت ممکن است با کسی در گوشه ای از دنیا دوست شویم ولی تا آخر عمر همدیگر را نبینیم؟ اشتباه از آنجا پیش آمده است که مترجم معنی ترکیب see in person را نفهمیده است. این ترکیب به معنی: حضوراً دیدن، شخصاً دیدن و از نزدیک دیدن است.

 

 

10- But browsing often is a casual, sequential activity, the Net equivalent of channel surfing…

 

ترجمه مترجم: اما مرور، اغلب یک فعالیت علت و معلولی و پیوسته است که آن را می توان به موج سواری در بستر رودخانه تشبیه کرد.

توضیح: مترجم causal به معنی علت و معلولی را با casual به معنی اتفاقی و تصادفی و سرسری اشتباه گرفته است. Channel surfing نه به معنای موج سواری است بلکه به این معنی است که کسی حین تماشای تلویزیون مدام از این کانال به آن کانال بپرد و طبعاً از هر برنامه اندکی را ببیند. فرهنگ بزرگ آمریکایی لانگمن در این باره می نویسد:

Channel surfing: the activity of continuously changing from one television program to another, watching only a very small amount of each program.

من در عجبم که مترجم محترم چگونه خواهد توانست بر بستر پر از ریگ و گل و سنگلاخِ رودخانه موج سواری کند.( این جاست که می گویم مترجم تسلط چندانی بر زبان فارسی ندارد.)

از این گذشته نویسنده می خواهد بگوید که مرور در دنیای شبکه ی جهانی معادلی دارد در دنیای تماشای تلویزیون و آن همان از این کانال به آن کانال پریدن است.

 

 

11- Searching is pulling out all the stops, earnestly, systematically with the capabilities of hundreds of assistants.

 

ترجمه مترجم: جستجو، بیرون کشیدن تمام توقف ها به طور جدی و منظم است که با استفاده از صدها امکان یاری دهنده انجام می شود.

توضیح: این نمونه ی تمام عیاری از یک ترجمه نامفهوم است. نه مترجم خود فهمیده چه ترجمه کرده است و نه خواننده بخت برگشته اش از این جمله چیزی خواهد فهمید.

Pull out all the stops یعنی خود را به آب و آتش زدن، تمام سعی خود را کردن است. نویسنده می خواهد بگوید جستجو در اینترنت آنقدر آسان است که هر کس می تواند آن را انجام دهد و آنقدر پرقدرت و در عین حال پرثمر است که انگار تواناییهای صدها دستیار و کمک کار را یک جا به خدمت گرفته ای. آیا این معنی را از عبارت مغشوشِ " با استفاده از صدها امکان یاری دهنده " می توان فهمید.

 

 

+ نوشته شده در جمعه دهم فروردین 1386ساعت 10:24 توسط عبدالرضا شهبازی |

1-I stubbed my toe. (to hurt your toe by hitting it against something).

 

2- The door opened a crack, and my mother stuck her head in.

 

3- You know that we leave at the crack of dawn tomorrow.

 

4- Somehow I can't picture you as a lawyer.

 

5- Over the next two weeks, Katie saw very little of Melissa

+ نوشته شده در جمعه سوم فروردین 1386ساعت 12:59 توسط عبدالرضا شهبازی |