تبليغاتX
مترجم

فرارسیدن نوروز باستانی و آغاز سال ۱۳۸۶ بر همه ی ایرانیان مبارک و خجسته باد.

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385ساعت 9:35 توسط عبدالرضا شهبازی |

تا حالا فکر کرده اید که شیر یا خط کردن به انگلیسی چه می شود؟

 

فعلهایی که برای شیر یا خط کردن بکار می رود اینها هستند:

To flip a coin (Am)

To toss up a coin (Br.)

Or

to spin a coin

به آن روی سکه که نقشی برجسته از سر یک شخصیت دارد heads (شیر )گفته می شود و به روی دیگر سکه که ممکن است نقش هر چیز دیگری داشته باشد tails ( خط )می گویند.

با خواندن جملات ذیل بیشتر با طرز بیان این مفهوم آشنا می شویم:

Let's toss for it: heads or tails?

بذار شیر یا خط کنیم: شیر می خوای یا خط؟  

Which do you want, heads or tails?                                      

کدوم را می خوای، شیر یا خط؟ 

It'll be decided by a flip of a coin.                          

با یک شیر یا خط تکلیفش مشخص می شود

We couldn't decide which movie to go to, so in the end we just flipped a coin.

نتوانستیم تصمیم بگیریم که کدام فیلم را ببینیم، بنابراین سر آخر به شیر یا خط متوسل شدیم.    

 

It's heads, so I win!                                                                   

شیر اومده،پس من برنده ام!

Let's toss up and see who goes first.

  بذار شیر یا خط کنیم ببینیم کی باید اول بره

 

+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم اسفند 1385ساعت 23:16 توسط عبدالرضا شهبازی |

بسیار اتفاق می افتد که تفاوت اصلی میان desk و table را به اشتباه استفاده ی کاری از desk و یا استفاده ی خانگی از table می دانند. و یا کشو دار بودن desk و بدون کشو بودن table. و یا حتی تفاوتهای جزیی تر دیگری که به هیچ وجه نمی توانند تمییز دهنده باشند.

تفاوت اصلی و بنیادی میان desk و table در این است که: تنها می توان در یک سمت  desk نشست، ولی می توان در اطراف و یا چهار سمت table نشست. به چند عکس زیر توجه کنید تا تفاوت اصلی میان این دو را بهتر متوجه شوید. همچنین می توانید در yahoo و Google در بخش images تنها کلمات desk و یا table را جستجو کنید تا اشکال مختلف table  و desk را ببینید.

+ نوشته شده در شنبه نوزدهم اسفند 1385ساعت 8:30 توسط عبدالرضا شهبازی |

زمانی که مسابقه فوتبال بین دو تیم ایران و استرالیا در ملبورن به پایان رسید مفسر تلویزیون استرالیا در حالی که از شکست تیم کشورش بسیار ناراحت بود اعلام کرد که گزارشگر برنامه با ستاره ی مسابقه، خداداد عزیزی از طریق مترجم (!) حضوری گفتگویی انجام داده است. متن این گفتگو درست همانگونه که از تلویزیون استرالیا پخش شده به نقل از نشریه مترجم شماره بیست و ششم در ذیل آورده شده است. آنچه بدان افزوده ام، ترجمه صحیح پرسشهای گزارشگر به رنگ سبز و ترجمه ی فارسی جملاتی که مترجم ایرانی از سخنان خداداد به انگلیسی به گزارشگر استرالیایی گفته است، به رنگ قرمز است.

با هم این مصاحبه ی کوتاه را می خوانیم.

 

گزارشگر:

Could you ask Azizi he's just got the feelings of 18 million Australians. How does he feel?

[ آیا ممکن است از عزیزی بپرسید از این که احساسات 18 میلیون استرالیایی را آزرده است چه احساسی دارد؟ ]

مترجم: میگه چه احساسی داری موقعی که آمدی استرالیا و الان می خوای چیکار کنی؟

عزیزی: من خوشحالم از این که استرالیا یک جایی شد که باعث شادی تمام ایرانیها شد.

مترجم:

Ya! He's telling this is the best place for Iranian pleasure. Here, your country.

[ آره، او می گوید که اینجا بهترین مکان برای شادی و تفریح از نوع ایرانی است. اینجا، کشور شما. ]

 

گزارشگر:

Does he feel that Australia was the better side of the night and perhaps Iran was a little bit lucky?

[ آیا او فکر نمی کند که بازی دست استرالیا بود و ایران شاید کمی شانس آورد؟ ]

مترجم: میگه شاید ایران خوش شانس بود که اینجا اینطور شد.( می تونی بگی راجع به اینها که اونجا چقدر شانس آوردن. ).

عزیزی: اینجا استرالیا بهتر از ما بازی کرد. شاید حقش برد بود. ولی ما توی ایران هم خیلی بهتر از استرالیا بازی کردیم.

مترجم:

In Iran we played better than Australia but here Australia better than Iran. Both of us we had chance but we took more.

[ در ایران ما بهتر از استرالیا بازی کردیم ولی اینجا استرالیا بهتر از ایران [بود. ] هر دوی ما، ما فرصت داشتیم، ولی ما بیشتر استفاده کردیم. ]

 

گزارشگر:

Just one more question, Iran seems to be a better side when are they down. Why? Why is it?

[ فقط یک سئوال دیگر، به نظر می رسد زمانی که ایران ضعیف و شکست خورده است [ ناگهان ] بازی را در دست می گیرد. چرا؟ چرا اینگونه است؟ ]

مترجم: میگه چرا شما طول کشید تا بیایید به قهرمانی برسید.

عزیزی: ما یک مقدار مشکل روحی داشتیم توی دور مقدماتی بخاطر مربی قدیمی مان ولی بعد از تعویض مربی مان من فکر می کنم بچه های ما مقابل استرالیا توی ایران و اینجا یک بازی نسبتاً خوبی انجام دادند.

مترجم:

After changing our coach we have gone better and better and we hope in France we will do better.

[ پس از تعویض مربی مان ما بهتر و بهتر شدیم و امیدواریم که در فرانسه بهتر عمل کنیم.]

 

+ نوشته شده در جمعه هجدهم اسفند 1385ساعت 22:26 توسط عبدالرضا شهبازی |

اسامی ورقها

 

دل Heart

تک دل     the ace of hearts

شاه دل    the king of hearts

بی بی دل the queen of hearts

سرباز دل the Jack of hearts

ده لو دل ten of hearts

نه لو دل nine of hearts

...

 

پیک Spade

تک پیک the ace of spades

شاه پیک the king of spades

بی بی پیک the queen of spades

سرباز پیک the Jack of spades

ده لو پیک ten of spades

نه لو پیک nine of spades

...

 

خشت Diamond

تک خشت the ace of diamonds

شاه خشت the king of diamonds

بی بی خشت the queen of diamonds

سرباز خشت the Jack of diamonds

ده لو خشت ten of diamonds

نه لو خشت nine of diamonds

...

 

گشنیز Club

تک گشنیز the ace of clubs

شاه گشنیز the king of clubs

بی بی گشنیز  the queen of clubs

سرباز گشنیز the Jack of clubs

ده لو گشنیز  ten of clubs

نه لو گشنیز nine of clubs

...

 

ژوکر Joker

 

برخی اصطلاحات بازی

 

1-      دسته ورق، بسته ورق Pack, Deck(Am) ( چند ورقی از این بسته نیست. There are some cards missing from this pack.)

 

2-      دست Hand ( می دونستم که می برم، دست خیلی خوبی داشتم.   I knew I'd win; I had a really good hand. ).

 

3-      بُر زدن to shuffle ( ورقها رو خوب بُر بزن ! Shuffle the cards well ).

 

4-      پخش کردن، توزیع کردن to deal ( نوبت کیه که پخش کنه؟ whose turn is it to deal? ).

 

5-      پخش کننده، توزع کننده Dealer ( کسی که سمت چپ پخش کننده نشسته، بازی رو شروع می کنه. The person on the left of the dealer starts ).

 

6-      نوبت turn/ go ( نوبت منه؟ Is it my turn? ) ( نوبت کیه؟ whose go is it? ).

 

7-      بازی کردن، ورق را گذاشتن to play ( کی ده لو را گذاشت؟ کی ده لو را بازی کرد؟ ده لو مال کی بود؟ who played the ten? ).

 

8-      حُکم Trump ( حُکم گشنیزه clubs are trump(s) ).

 

9-     ورق رو face up card

 

10- ورق وارو face down card

 

11- ورق تصویر دار( شاه، بی بی ، سرباز ) court card

 

12- میز ورق card table

 

13- بازیکن player

 

+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم اسفند 1385ساعت 19:51 توسط عبدالرضا شهبازی |

به تابلوهای هشدار فوق که درباره کوسه هاست توجه کنید. اگر بخواهید تابلوهای مشابه ای را به زبان فارسی برای مناطق ساحلی تهیه  کنید می توانید تابلوهای فارسی زبان را نیز به این ایجاز و فشردگی انگلیسی بنویسید؟چگونه؟

+ نوشته شده در چهارشنبه نهم اسفند 1385ساعت 23:50 توسط عبدالرضا شهبازی |

ساخت و ورود روزافزون اصطلاحات و تعبیرات جدید به زبان انگلیسی علی الخصوص انگلیسی آمریکایی بگونه ای است که برای به روز ماندن و خارج نماندن از دایره فهم و تفاهم زبان انگلیسی، مرور و خواندن هر روزه اخبار و متون ( خصوصاً ) مندرج در سایتهای خبری و اطلاعاتی امری الزامی می نماید.

برای ملموستر شدن این سخن توجه شما را به مثالهای ذیل که اخیراً از سایتهای مختلف انگلیسی زبان استخراج کرده ام، جلب می کنم.

 

1-      Nancy looked at me with a next-door-girl smile.

صفتی که برای smile بکار رفته متشکل از دو هایفن است، که به معنی دختر همسایه است. صفت و موصوف را می توان : لبخند دختر همسایه ترجمه کرد. ولی دشواری زمانی پیش می آید که بخواهیم این صفت جدید و البته تا اندازه ای نامانوس را در ترجمه ی جمله جا دهیم.

ننسی با لبخندی که به لبخند دختر همسایه می مانست(!) به من نگاهی انداخت.

ننسی نگاهی به من کرد و لبخندی زد که دختران همسایه (!) بر لب می آورند(!!!!!)

ننسی با لبخندی دختر-همسایه ای (بر چهره) به من نگاه کرد.

هیچکدام از ترجمه های بالا به دل نمی نشیند. هرچند ترجمه سوم متهوارنه صفت جدید ( دختر- همسایه ای ) را ساخته و بکار برده است. ترجمه ی شما چیست؟

 

2-George gave a feel-good speech.

صفتی که برای speech ( سخنرانی ) بکار رفته ترکیبی است از یک فعل و یک صفت.

آیا می توان ترجمه ی آن را به این صورت نوشت؟:

 با شنیدن سخنرانی که جورج ارائه داد احساس خوبی به آدمی دست می داد.

در این ترجمه عناصر 1- شنیدن 2- آدمی  که جزء معانی ضمنی جمله ی انگلیسی بوده اند البته به زعم این ترجمه به ترجمه ی فارسی راه یافته اند. و البته به جای این که معادلی شسته رفته از feel-good ارائه شود، معنی آن بصورت گسترده در آمده است:

با شنیدن سخنرانی که جورج ارائه داد احساس خوبی به آدمی دست می داد.

 

اگر ترجمه ی بالا را ترجمه ای مقبول فرض کنیم، چگونه می توان  Feel-good speech را مثلاً در مورد ذیل ترجمه کرد؟

I can describe him as: coming on time, having a broad smile on the face and giving a feel-good speech.

+ نوشته شده در چهارشنبه نهم اسفند 1385ساعت 21:25 توسط عبدالرضا شهبازی |

برخی کلمات در زبان فارسی چنان رنگ و روی فارسی به خود گرفته اند که تشخیص عربی بودنشان در نگاه اول بسیار دشوار است. فعل "تماشا کردن" از این دست است.

تماشا، از مصدر عربی تفاعل است و ریشه ی آن " مشی ".  ماشی یماشی تماشا.

"مشی " در زبان عربی به معنی راه رفتن و طی طریق کردن است. حالا این فعل با این معنی چه ربطی به تماشا با معنایی که در فارسی از آن مراد می کنیم دارد؟

فلاسفه قدیم بر این باور بودند که برای رویت اشیا، نوری از چشم بر شیء می افتد و بدینوسیله جسم در چشم ما مرئی شده آن را می بینیم. یعنی درست عکس آن چیزی که امروزه به یمن فیزیک مدرن درباره ی رویت اجسام می دانیم.

یکی از معانی ضمنی مصدر تفاعل در زبان عربی دو تایی و یا چند تایی بودن فاعل است. برای مثال، تضارب یعنی دو نفر مشغول ضرب و شتم باشند، تعاون یعنی دو ( و گاه چند نفر ) در انجام کاری به هم کمک رسانند. و تماشا یعنی همان دو نوری که به زعم فلاسفه قدیم از دو چشم ساطع می شدند و با هم حرکت ( مشی ) می کردند و بر سطح جسم می تابیدند و عمل دیدن را ممکن می ساختند.

 

+ نوشته شده در دوشنبه هفتم اسفند 1385ساعت 21:18 توسط عبدالرضا شهبازی |

مطالبی که ذیل " فرهنگهای لغت " خواهد آمد به بررسی معادلهای پیشنهادی فرهنگهای لغت انگلیسی به فارسی و فارسی به انگلیسی موجود خواهد پرداخت و صرفاً جهت پیراستن آنها از ضعف های موجود و آراستن آنها به مزیتهای روزافزون است. بدیهی است ذکر عیوب این فرهنگها، به هیچ روی از ارزش آنها نخواهد کاست. این یادداشتها حاصل مراجعات گاه و بی گاه به این فرهنگها است.

در فرهنگ هزاره ذیل مدخل perspective معادلهای ذیل ارائه شده است:

1-      ژرف نمایی، سه بعد نمایی 2- علم مرایا، مناظر و مرایا، پرسپکتیو 3- چشم انداز، نما، دورنما، منظره

برای ترکیب in perspective نیز: 1- دارای پرسپکتیو، با پرسپکتیو، متناسب با مناظر و مرایا، مبتنی بر اصول مناظر و مرایا 2- ( مجازی ) سر جای خود دیدن.

 

و البته چند ترکیب دیگر که فعلاً مورد نظر ما نیست.

 مولفین فرهنگ هزاره معانی فنی این واژه را در ابتدا ذکر کرده اند. کاری که دیگر فرهنگها منجمله Oxford و Longman نکرده اند و ذکر معانی فنی این کلمه را به ردیفهای آخر معنایی حواله داده اند.

از این که بگذریم معادل گذاری این کلمه آنگونه که در بالا می بینیم تمام نیست و نیاز به یک یا چند معادل دیگر دارد. برای این که این سخن تا حدی ملموستر شود چند جمله ی مثال را به نقل از    Advanced American Dictionary Longman در ذیل می آورم. سعی کنید با استفاده از معادلهای پیشنهادی فرهنگ هزاره آنها را ترجمه کنید:

1-      Students have a unique perspective on matters of school policy.

2-      The story is told from the perspective of an ordinary soldier.

3-      We need to view the current crisis from a historical perspective.

4-      Despite all his problems, Tony hasn't lost his sense of perspective.

5-      We're trying to keep the team's recent losses in perspective.

 

همانگونه که ملاحظه کردید، معادلهای فرهنگ هزاره در ترجمه ی تقریباً تمام جملات مثال فرهنگ Longman ناکارامد است.

برای جمله 1 می توان از معادل " دید " استفاده کرد و برای جمله 2 و 3 معادل " منظر " معادل خوبی است. برای جملات 4 و 5 چطور؟ نظر شما چیست؟

 

+ نوشته شده در دوشنبه هفتم اسفند 1385ساعت 21:16 توسط عبدالرضا شهبازی |

فعل live به معنی زندگی کردن است. ولی زمانی که در نقش صفتی بکار رود تلفظ آن تغییر می کند:    ) /laiv/ ). در این حالت اگر در توصیف جاندار بکار رود به معنی زنده است. A live creature یک موجود زنده.

و هنگامی که در توصیف پخش مسابقات و رویداهای خبری و ورزشی استعمال شود، بصورت " پخش مستقیم یا پخش زنده " ترجمه می شود.

A live match پخش یک مسابقه بصورت زنده

همچنین در مسابقات ورزشی که در آنها از توپ استفاده می شود مانند فوتبال، توپ تا زمانی که درون چارچوب زمین است  live ball خوانده می شود و اگر خارج شود dead ball .

در مورد زغال اگر بکار رود به معنی افروخته و سرخ است. Live coal زغال افروخته.

اگر در مورد بمب و یا مینی که هنوز قابلیت انفجار دارد بکار رود، به معنی عمل نکرده است.

Live bomb بمب عمل نکرده

Live mine مین عمل نکرده

و اگر درباره ی سیم برق گفته شود:

Live wire   سیم برق دار

ترجمه می شود.

+ نوشته شده در جمعه چهارم اسفند 1385ساعت 15:15 توسط عبدالرضا شهبازی |

فیلمهای زیر نویس دار ویدیو کلوپها را که اجاره می کنم از عبارتی که روی اکثر آنها نوشته شده است خنده ام می گیرد: برای تقویت زبان انگلیسی  و  یا  برای تقویت درک شنیداری انگلیسی.

راستش را بخواهید ترجمه ی این فیلمها – صرفنظر از تعداد بسیار معدودی – انقدر بد انجام شده اند که نه تنها کمکی به تقویت زبان انگلیسی نمی کند که ممکن است آموخته های صحیح را نیز به هم بریزند و به زیبایی فیلم لطمه ی جدی بزنند. این هرج و مرج در ترجمه ی فیلمها خارجی صرفاً به زیر نویسها ختم نمی شود بلکه به فیلمهای دوبله نیز سرایت کرده است و گاه شاهد موارد متعددی از این دوبله های پر اشتباه در شبکه های سراسری نیز هستیم. آنچه تحت عنوان " خالی بندی در ترجمه " عرضه شد تنها یک نمونه بود. اگر بتوان این مورد و موارد مشابه را به دلیل محذوریتهای اخلاقی تلویزیون ملی توجیه کرد، موارد فراوان دیگر را که ناشی از درک نادرست از زبان انگلیسی است، نمی توان توجیه کرد.

این سهل انگاری در ترجمه عنوان فیلمها نیز بسیار اتفاق می افتد. در ذیل دو نمونه از ترجمه ی اشتباه عنوان فیلم ذکر می کنم.

1-   " chicken run " را که نام انیمیشن بسیار زیبایی است بصورتهای مختلفی ترجمه کرده اند. فرار جوحه ای، فرار جوجه ها، فرار مرغها و .... ولی همه ی این مترجمها ! غافل از این نکته اند که " chicken run  " یعنی "مرغدانی"، همین.

 

2-      " scarlet letter " را نامه ی سرخ، نامه ی خونین!، و یا حرف سرخ ترجمه کرده اند.

Scarlet letter که داستانی است از ناثانیل هوثرن، مربوط به زنی است به نام هستر که زنا می کند.  در آن روزگار، در عصر پیوریتنهای خشکه مقدس در چند صد سال پیش آمریکا، چنین زنی را، برای اینکه عبرت سایرین شود ، تکه پارچه ی سرخرنگی به شکل حرف A بر قسمت سینه ی لباسش می دوختند و از جامعه طردش می کردند. این زن حق نداشت بدون این پوشش در بین مردم ظاهر شود و نیز حق نداشت این پارچه دوخته ی سرخرنگ را از لباسش جدا کند. و هرکس زنی با این حرف سرخرنگ پارچه ای می دید به زناکار بودنش پی می برد و صرف ابراز تنفر مردم از چنین زن گناهکاری براستی برای وی بزرگترین عذاب الیم بود.

Scarlet  به معنی سرخرنگ است که از نظر نشانه شناسی سمبل گناه و معصیت است.و letter نیز در این جا نه به معنای نامه که به معنی حرف الفبا است. بهترین ترجمه برای عنوان این داستان و البته عنوان فیلمی که بر اساس این داستان ساخته شده است، " نشان ننگ " است. یکی از مترجمان صاحب نام " داغ ننگ " را بکار برده است که فکر کنم با توجه به این که داغ قاعدتاً باید بر تن انسان حک شود و در داستان چنین چیزی نداریم ، ترجمه خوبی نیست، هرچند بسیار نزدیک است.

+ نوشته شده در جمعه چهارم اسفند 1385ساعت 13:5 توسط عبدالرضا شهبازی |

در زبان انگلیسی bathroom به جایی گفته می شود که هم شامل توالت(lavatory) باشد، هم وان حمام( bathtub ) در آن باشد و هم دوش(shower) داشته باشد.

اگر بخواهند دوش بگیرند و یا حمام بروند، برای مثال می گویند:

I wanna take a bath

ولی اگر بخواهند به دستشویی بروند می گویند:

I wanna go to the bath(room)

یا

I gotta go to the bathroom

اگر توالت عمومی باشد و برای عموم مردم باشد، bathroom صرفاً به معنی توالت است و شامل دوش و حمام نمی شود:

Excuse me, where's the bathroom?

اگر افعال go و take در جمله نبودند که مشخص کنند منظور حمام است یا دستشویی، می توان از بافت کلام، لحن کلام و دیگر اجزای سخن منظور را فهمید:

He spends a long time in the bathroom every morning.

بر سردر توالت عمومی آقایان ممکن است یکی از این عبارات نوشته شده باشد:

Gents

Men

Men's Room

Men's restroom

و بر سردر توالت عمومی خانمها ممکن است یکی از این عبارات نوشته شده باشد:

Ladies

Ladies' Room

Ladies' restroom

Women's room

Women

و یا اصلاً تنها به دو حرف M , W بسنده می کنند.

در کشورهایی که از توالت به شکل فرنگی آن استفاده نمی کنند، برای رفاه حال توریستها معمولاً تعدادی توالت نیز به شکل فرنگی آن احداث می کنند که به آنها Western style گفته می شود.

برخی اماکن نیز دستشویی های دارد که خانوادگی ! است.و این البته پدیده ی جدیدی است. در این دستشویی ها مادران می توانند به تعویض پوشک کودکانشان بپردازند. افرادی که نقص عضو و یا معلولیتهای خاصی دارند می توانند با فرد همراه خود که ممکن است زن یا مرد باشد به دستشویی بیایند.  مادر می تواند پسر بچه ی خود و پدر دختر بچه ی خود را به آنجا ببرد. و به آن family restroom گفته می شود.

 

بعضی مواقع هم که بدنبال یافتن دستشویی عمومی هستید ممکن است به این تابلو بر بخورید و آه از نهادتان برآید:

 

+ نوشته شده در جمعه چهارم اسفند 1385ساعت 8:4 توسط عبدالرضا شهبازی |